(( غـــــــــــروب )) غروب هم زیباست ، در واقع نوعی طلوع است ، غروب را دوست دارم چون تنها همدم من تنها می باشد . غروب را دوست دارم چون میتوانم با او بی دغدغه درددل کنم ، به که چه زیبا گوش میدهد . غروب را دوست دارم چون تنها شاهد و محرم اشکهایم در فراق یارم میباشد و با انوار طلایی خود فقط صورتم را نوازش میکند . غروب را دوست دارم چون که همرنگ چشمان غمدار خودم میباشد . غـــروب را دوست دارم ، چـــون غـــروب است . راستی غـــروب خیـــلی زیبــاست ، غــــروب با غــــم تنهــایی من خــویشـاونــدی نـزدیــک دارد. غــروب و غـــربت هــر دو زاییده همند ، چرا کــه غـــروب در غـــربت زیباست ، ای کــه در غربــت مـــرا عـــاشق طـــلوع کــردی نگذار طلوعت در قلب من با غـــروب هم آغوش شود . ای کـه در ایـن دیـار غـریب تنها مونـس و غمخـوار منی به حرفم گوش ده ، حرفــی کـه از اعمـاق قلبـم برایـت مـی گـویم ، حـرفی کـه از نقطـه اوج سـادگـی دلـم بـرایت فـرستـاده میـشود ، حـرفـی کـه بـا تمــام وجــودم بـرایـت هــدیـه میـشود ، حرفـی کـه جـزء ایـن چنـد کلمـه نیـست (( دوستـت دارم )) بـرگـرد کـه بـه انتـظار تـوام.
این نظر توسط مهری در تاریخ 1391/12/6/0 و 10:28 دقیقه ارسال شده است | |||
[Comment_Gavator] |
سلام زهرا جان![]() ![]() |